بازی های محلی ابهریان در گذشته
اسب
سوارى
كودك چوب بزرگى را بر مى دارد و به تصور اينكه اين چوب اسب
اوست سوار بر آن شده و پاها را در طرفين چوب قرار مى دهد و يك طرف
چوب
را با يك دسته گرفته و طرف ديگر چوب روى زمين كشيده مى شود و با
دستى كه آزاد است با يك تكه چوب اسب خود را مى زد تا اسب بتازد.
گاهى
نيز
مسابقه اى بين همبازيها برگزار مى گردد و هركس اول مى شد برنده بود و
اسب
تيزرو داشت .
بازی
با آب و خاک
كودكان به آب و خاك رغبت زياد دارند و بازى با آنها را بر همه چيز
ترجيح مى دهند و زمانى كه اين دو در دسترس كودك باشد با افكار كودكانه
با
گلى
كه درست مى كند اقدام به ساخت خانه ، مغازه ، خانه باغ ، مرزعه وآسياب
،قلعه و غيره مى كند كه با توجه به افكار و احساس هر كدام زيبا و در
خور
تحسين است و علاوه بر ساخت آنها طريقه آبيارى و ريزش آب و چرخيدن
توربين آسياب را نيز طراحى مى نمايد وكاشت درخت ،گل ، سبزى و... را نيز
در
مزارع در محل مخصوص خود پیش بينى مى نمايدكه براى خود دنيائى
است
از افكاركودكان كه از محيط اطراف خود سرمشق مى گيرد. به اين نوع
بازيها در اصطلاح محلى (اَلااَلاکُنبز) مى گويند.
ال ال
اپلك
در
اين بازى بچه ها دور هم جمع شده و بر روى زمين مى نشينند و
دستها را باكف بزمين مى گذارند و يكى از بچه ها يك دست را برزمين
گذاشته
و
با دست ديگر بازى را شروع مى كند. و ضمن زدن از پشت دست همبازيها
اينگونه شروع به خواندن مى كند:
ال
_ال _اپه لك ، الدن _چيخدى _كپه لك ، سه ريم _سوروم _سريم ساق ،
ملا_ديئدى _مونو _سات
وكلمه آخرى به پشت هر دستى خورد بايد خود را
بيرون بكشد. و بهمين شكل بازى ادامه پيدا مى كند و در پايان يك دست
بيشتر نمى ماند كه آن دست فرد سوخته بود و ديگران بترتيب پشت دست
همدیگر
را با انگشت اشاره و شصت مى گرفتند و دستى كه سوخته زير همه
دستهاست بقيه به صاحب آن دست مى گفتند داغ مى خواهى يا سرد اگر او
گفت
داغ بقيه مى گفتند واى سوختيم واگر او مى گفت سرد بقيه مى گفتند چقدر
سرمان
شد و در هر دو صورت دست سوخته را نیشگون می گرفتند . این بازی مخصوص
دختران است.
اوسدالار
سلام
در ا ين بازی دوگروه
يارگيرى مى كنند و از هر كدام يك نفر جلو
آمده
با
رقيب خود به مبارزه مى پردازد و آن در حالى است كه هركدام يك پا را
بلند
كرده و لى لى كنان دستها را محكم به سينه چسبانده اند و با قسمت سمت
راست بدن بهم ضربه مى زنند هركدام پا ئى را كه بالا بود زمين گذاشت
بازنده
است
و آنكه برنده بود با يار د يگر گروه به رقابت مى پردازد و در آخر
هركدام از
دو
گروه تعداد بيشتر بود بازى را برده و مى با يد طرف مقابل را به پشت
سوار
كرده و بگرداند.
اوزوک
اوزوک
این
بازی همان گل یا پوچ است که در محیط
بسته و در منازل ، مخصوصا در فصل زمستان انجام می شد.
النگ
آغاجو
این
بازی بوسیله 3 چوب انجام می گیرد که یکی از چوب ها به اندازه 75
سانتیمتر و به قطر یک سانتیمتر ودر چوب هر کدام به اندازه 25 سانتیمتر
و
قطر يك سانتيمتر پس از يارگيرى و تعيين نوبت شروع كننده بازى مشخص
مى
گردد. و گروه شروع كننده يكى يكى چوب هاى كوچک را با دست چپ
گرفته و با چوب بلند ضربه اى به آن مى زند و چوب پرت مى شود بازى كنان
گروه مقابل در فاصله اى ا يستاده اند و مى با يد اگر توانستند چوبها را
در هوا
بگيرند و در غير ا ينصورت چوبها را از زمين برداشته و بطرف چوب بلند كه
بر
روى
زمين و روى دو سنك قرار دارد پرت مى نما يند. اگر چوبها را در هوا
گرفتند و يا اگر هر دو
چوب کوچک
به چوب بلند خورد جاى خود را عوض
مى
كنند و هر كدام از گروه امتياز بيشترى آوردند برنده شنانحته مى شوند.
ضمنا
اگركسى
بتواند هر دو چوب را همزمان بگيرد يار مقابل خود را تا پا يان بازى
سوار مى شود. در ا ين بازى كسى كه زور بازى بيشترى دارد مى تواند چوب
را
به
فاصله زيادى پرت نما يد كه در برگشت زدن چوب كوچک به چوب بزرگ
مشكل است وگرفتن چوب در هوا نيز بعلت سرعتی كه دارد كار هركس نیست.
ابه
داشو
وسائل بازى 5 عدد سنگ گرد و صاف است البته اين سنگ ها بشكلى
هستند كه بر پشت دست بايستند.
بازى كنان هر چند نفر كه هستند به ترتيب
نوبتى كه قبلا انتخاب كرده اند بازى را شروع مى كنند در شروع بازى شخصى
كه
بازى را شروع كرده سنگها را بزمين مى ريزد.
يكى از سنگها را برداشته به
بالا پرت
مى كند تا آن سنك
برگردد يكى از سنگها را از زمين برمى دارد. و
می
گويد «هوپ» «هوپ» و دوباره بالا مى اندازد سنگ بعدى را بر مى دارد و
می
گوید« گول توپ توپ تا آخر» يعنى هر 4 سنگ را از زمين برمى دارد.
در
مرحله ى بعدی هردو سنگ را دو دو بدو در يك حركت برمى دارد.
در
مرحله سوم سه تا
سنگ را يكبار و يكى باقيمانده را نيز مرحله بعد برمى
دارد.
در
مرحله چهارم هر 4 سنگ را يكجا برمى دارد. در مرحله پنجم 4 سنگ را
بالا انداخته يكى را از زمين برمى دارد.
در مرحله ششم سنگ در دست گرفته
يكى
را بالا مى اندازد و يكى از دو سنگ راكه در دست دارد بر زمين گذاشته و
سنگ
هوائى را مى گيرد.
در
مرحله هفتم يكى از سنگ ها را بالا اندانته و سنگى را كه در دست
دارد با سنگى كه روى زمين است عوض مى كند و سنگ پرتاب شده را
مى
گيرد. و ا ين عمل تعويض سنگ ها پنج مرتبه تكرار مى شود.
در
مرحله هشتم انگشتان خود را بزمين مى گذارد كه مانند پلى بين
انگشتان ا يجاد مى شود و سنگ ها را بزمين ريخته يكى از آنها را برداشته
و با
پرتاب به هوا در هر پرتاب يكى از سنگ ها را از زير يكى از دو انگشتان
بداخل
مى
زند و در همان يك بار بايد سنگ از وسط انگشتان عبور كند و بيرون نماند.
در
مرحله نهم ، هركدام از انگشتان را دو بدو بشكل دايره كرده و سنگها را
از
وسط
آنها عبور مى دهد در مرحله دهم كف دست چپ را به زمين گذاشته و
سنگ
ها را يكى يكى از يك طرف به طرف د يگر دست مى اندازد.
در
مرحله يازدهم ، كف پاها را بزمين گذاشته و با فاصله كمى از هم
قرار مى دهد و از همان فاصله سنگ ها را از يك طرف به طرف د يگر رد مى
كند.
در
مرحله دوازدهم نوك انگشتان پا را بشكل پل در آورده و سنگ ها را
زير
آن رد مى كند در تمام ا ين مراحل يك سنگ بايد به بالا پرت شود و دوباره
بدون افتادن به زمين گرفته شود. و اگر اشتباهى رخ داد صبر مى كند تا ديگران
بازى كنند و نوبت دوباره به او برسد.
مرحله
سيزدهم سنگ ها را بطور نامرتب به زمين ريخته و با بالا
انداختن يك سنگ بقيه سنگها را از زمين جمع كرده و سنك بالا رفته را نيز
مى
گیرد. و پايان بازى را اعلام مى كند و هركسى كه زود تر به پايان بازى
برسد
برنده اعلام مى شود.
در ا ين بازى حواس و هوش بايد كاملا آماده باشد و
تمركز حواس رل مهمترى را بازى مى كند در آخر بازى آنكه برنده است يكى
از
سنگها را به وسط دوانگشت بازنده مى گذارد و فشار مى دهد و از بازنده
مى
خواهد كه گنجشكى يا كلاغى و يا پرنده د يگرى كه در هوا در حال پرواز
است
به او نشان بدهد تا او نيز سنگ را از وسط انگشتانش بردارد. و ا ين جرمى
است
براى بازنده ا ين بازى.
بازى
باتخم مرغ
این بازی در ا يام عيد بيشتر رواج داشت و با تخم مرغهاى رنگ كرده
انجام
مى گرفت . يكى از بازيكنان تخم مرغ را در دست مى گرفت و يكى هم ضربه
اى
با تخم مرغ خود با آن مى زد هركدام شكست بازنده بود و تخم مرغ شكسته
را
تحويل مى گرفت در ا ين بازى بعضى وقتهاكلك مى زدند و داخل تخم مرغ را
با
سرب پر مى كردند و طرف مقابل هم متوجه نمى شد و تخم مرغ هاى خود را
از
دست مى داد.
بازی
با سنگ
دو نفر ا ين بازى را با دو سنگ شروع مى كردند اولى سنگى را در روى
زمين قرار مى داد و دومى با سنگ ان را نشانه مى رفت اگر اصابت كرد
برنده
بود و باندازه
فاصله دو سنگ به پشت طرف مقابل سوار مى شد و او مجبور بود
ان فاصله را حمل نما يد. در غير ا ينصورت نفر اولى دوباره با سنگ خود
سنگ
نفر دومى را نشانه مى رفت تا الى آخر.
شونقال
وسيله اى بود كه از چوب درست مى كردند و يك طرف آن نوك تيز بود
و
برنگ هاى مختلف رنگ مى كردند و در روى زمين مى چرخيد و با طناب يا
پارچه اى كه به يك چوب بسته بودند آن را راه مى انداختند و در موقع
ايستادن
دوباره ضربه اى مى زدند تا بچرخد و بعضا هم دو تا از آنها را به هم
مى زدند
هركدام افتاد بازنده بود.
شاه وزير
در اين بازى يك نفر شاه بود يك نفر وزير و يك نفر دزد و يك نفر جلاد.
كه بوسيله شير يا خط و يا نوشتن به طرفين قوطى كبريت انتخاب
مى شد وكسى كه شاه بود دستور مى دادكه دزد راگرفته و بحضور شاه مى
بردند
و
او دستور مى داد و هر نوع تنبيه كه مى گفت انجام مى گرفت كه اكثرا با
شلاق
پارچه اى از دستها به تعدادى كه مشخص مى شد مى زدند.
البته دزد فرار
مى كرد
و
پنهان مى شد و وزير مى بايد اورا مى گرفت در غير اينصورت از منصب خود
عزل مى گرديد و كس ديگرى جاى او را مى گرفت اين بازى توسط بزرگتر ها
انجام مى گرفت .
بازى گوزو باغلوجو
عده اى ازكودكان در محوطه اى جمع شده بصورت دايره مى ايستادند و
دستها را بهم مى دادند يك نفر كه عنوان مربى داشت دو نفر را براى
بازى
انتخاب و چشمان هردو را مى بست وكمربند يا شلاق را بزمين مى انداخت
و
مى گفت بگرديد، هركدام زود پيدا كرد شروع به زدن ديگرى مى كرد و
طرف
مقابل وقتى مى خواست از ميدان خارج شود آنها كه دورايستاده بودند
ممانعت
مى كردند و پس از خسته شدن وكتك كارى حسابى دو نفر ديگر به ميدان
مى آمدند. اين بازى شور و حال عجيبى داشت وهمه از خنده روده بر مى
شدند
و ضربه زدن از صورت و سرمجاز نبود.
منابع : کتاب فرهنگ
مردم ابهر ، تالیف آقا محمدی
لطفا در صورت استفاده از مطالب سایت
حتما نام سایت قید شود